|
راههای مبارزه با خستگی(2)
در مطلب قبلی چندین راه جهت پیشگیری از خستگی ذکر شد که در این قسمت توضیحاتی در خصوص موارد فوق ارایه می گردد.
۱- روزه قندی: این عمل برای افزایش گلیکوژن عضله و کبد انجام می گیرد، بدین ترتیب که بعد از یک تمرین شدید، گلیکوژن ذخیره شده در عضله را استفاده می کنیم تا حدی که هیچگونه اثری از گلیکوژن در عضله باقی نماند، سپس به مدت 2 تا 3 روز به ورزشکار هیچ گونه مواد قندی نمی دهیم و فقط چربی و پروتئین برایش در نظر می گیریم. در طول این مدت بهتر است ورزشکار تمرینات بسیار سبکی را انجام دهد. بعد از این مدت به او مقدار بسیار زیادی مواد قندی می خورانیم که این عمل سبب بالا رفتن ذخایر گلیکوژن در عضله گشته،مقدار آن به 2 تا 3 برابر افزایش می یابد. البته این عمل با محدودیتهائی نیز همراه است که هر مربی باید آن را در نظر بگیرد ، از جمله باید حساسیت افراد نسبت به مواد قندی را بشناسد و مطمئن شود که هیچ کدام از آنها مرض قند( دیابت) یا بیماریهای قلبی نداشته باشد. ۲- تمرینات سوپرماکزیمال( فوق شدید) :از قبیل طناب زدن با شدت هر چه تمامتر ، بالا رفتن از طناب و پله و نظایر آن . بکار گرفتن اصول فرابار( principles Overload ) در تمرینات مختلف، تحمل افراد را در مقابل خستگی بالا می برد.
۳-تمرینات در حال خستگی:در آخر جلسه تمرین ، از ورزشکاران خواسته شود تا بمدت نیم ساعت تمرینات سنگین انجام دهند. این امر سبب می شود که تحمل آنان در مقابل اسید لاکتیک بیشتر شود.
۴-تمرینات هوازی در بین استراحت ها:به منظور از بین بردن اسید لاکتیک در ورزشهای غیر هوازی که میزان تولید اسید لاکتیک در آن زیاد می باشد، فعالیتهای هوازی با شدت کم حائز اهمیت هستند تا بدین ترتیب اسید لاکتیک را بعنوان منبع انرژی سوزانده ، از بین ببریم.
۵-دادن آب و مواد قندی در بین نیمه های بازی و در فواصل مسابقات و تمرینات. - نگه داشتن حالت پایدار ( State – Steady ) در تمرینات و ساختن حالت پایداری جدیدتر. بعد از 2 تا 3 دقیقه فعالیت ورزشی بدن از نظر فیزیولوژی به مرحله ای می رسد که به آن حالت پایدار می گویند. در این وضعیت، تعداد ضربان قلب و تنفس به حد ثابتی می رسد ، بدن از نظر مصرف اکسیژن هیچگونه کمبودی ندارد و مقدار اسید لاکتیک و فشار خون نیز به یک حد ثابت می رسد. انرژی لازم برای فعالیت ورزشی در حالت پایدار بوسیله عضلات مخطط تامین می شود. حال اگر ورزشکاران سعی کنند که در تمرینات حالت پایدار را حفظ نمایند، خستگی دیرتر حاصل می شود. اگر فرض کنیم که در حالت پایدار ضربان فردی برابر 142 باشد، بعد از مدتی تمرین فرد قادر خواهد بود با ضربان 148 حالت پایدار بدنش را حفظ نماید؛ نتیجتا" کیفیت کار ورزشکار بیشتر خواهد شد و ورزشکار با وضعیت پایدارجدیدتر کار خود را ادامه خواهد داد . باید توجه داشت که در حالت پایدار، بدهی اکسیژن کماکان موجود می باشد ولی مقدار آن ناچیز است. |
|

