تبليغاتX
کانون ورزشی و پرورشی تن و روان هلند
 داستان هایی از ذن (2)
داستانهای ذن عموماً كوتاه و بی حاشيه اند ، زيرا اصولاً ذن مكتبی پر حرف نيست. از اين رو برخورد با مباحث آن ، ممكن است كمی گيج كننده جلوه كند . از سوی ديگر زبان متناقض ، بی منطق و طنز گونه ی آن نيز ، ذهن منطقی خواننده ی نوپا و حتی مخاطب كار گشته را به چالش وا می دارد .


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط فرشاد در یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387 و ساعت 7:2 PM  
 

فرشته ‏اى در آخرین روز ماه رمضان ندا میدهد و میگوید:
 
«هان! بشارتتان باد، اى بندگان خدا که گناهان گذشته‏ تان آمرزیده شد، پس به فکر آینده خویش باشید که چگونه بقیه ایام را بگذرانید.» 
 
عید فطر روزى است که خداوند آن را از میان دیگر روزها بر گزیده است و ویژه هدیه بخشیدن و جایزه دادن به بندگان خویش ساخته و آنان را اجازه داده است تا در این روز نزد حضرت او گرد آیند و بر خوان کرم او بنشینند و ادب بندگى بجاى آرند، چشم امید به درگاه او دوزند و از خطاهاى خویش پوزش خواهند، نیازهاى خویش به نزد او آرند و آرزوهاى خویش از او خواهند و نیز آنان را وعده و مژده داده است که هر نیازى به او آرند، برآورده و بیش از آنچه چشم دارند به آنان ببخشند و از مهربانى و بنده‏ نوازى، بخشایش و کارسازى در حق آنان روا دارد که گمان نیز نمی‏برند.

|+| نوشته شده توسط فرشاد در سه شنبه نهم مهر 1387 و ساعت 10:16 PM